تبليغاتX
چشــمک
چشــمک

خدایا من خوب میدانم که مرا درمیان رنج همراهی میکنی


خیلی وقت است که دلـــم میخواهد تنــها باشم.

اما مگر هرچه دلــت خواست باید همان شود؟همیشه این را به مــن میگویند.

امــا مــن دلــم هرچیزی نــمیخواهد.چیز زیادی نمیخواهد.من دلــم همیشه فقط یــک چیز را میخواهد:

"میخواهم تنــــها باشم"

فکر نــمیکنم این خواسته ام برایت سخت باشد که همش گوش به کری میدهی.با توام دنیــ ــ ــ ـا!

چـــرا همش حرف خودت هستی؟

چـــرا همیشه عادت کرده ای آنچه که خلاف میــلم هست را انجام دهی؟؟؟

 

پ.ن:معمولا همه آدما از تنهایی بدشون میاد اما من چرا اینقد دلم میخواد تنها باشم؟؟!!!

نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 12:20 توسط Marziye|

سال نو میشود. زمین نفسی دوباره میکشد. برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و در این رویش سبز که جان طلوعی دوباره می یابد، ما...

کجا ایستاده ایم؟... نقش ما چیست؟... پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...

                           زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و

                                       چون،همیشه امیدوار...

                                             سال نو مبارک

==============================================================

پ.ن:پستم با تاخیر بود.شما ببخشید.

امیدوارم امسال بهترین سال رو داشته باشید پر از موفقیت و شادی باشه براتون.

 

نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1391ساعت 18:10 توسط Marziye|

                                      
به علت ایالتی بودن و سیستم فدرالی كشور آمریكا، ایالت‌ها قوانینی مخصوص به خود دارند كه مانند انگلستان به مناسبت‌های مختلف وضع می‌شوند و بعد فراموش می‌شوند. بعضی از این قوانین آن‌قدر احمقانه‌اند كه مشكل می‌شود وجودداشتن آنها را باور كرد. فهرست این قوانین توسط شبكه UKTV تهیه شده است.
ایالت آركانزاس
مرد قانونا می‌تواند همسرش را كتك بزند اما فقط ماهی یك‌بار.
ایالت آلاباما
رانندگی درحالی كه یك چشم‌بند روی چشم‌ها باشد، غیرقانونی است. (رتبه 5 قوانین احمقانه دنیا)
ایالت اوكلاهاما
پلیس می‌تواند كسانی را كه برای سگ‌ها شكلك درمی‌آورند، ‌دستگیر كند.
ایالت اوهایو
فروختن كورن فلكس (پف‌فیل خودمان) در روز یكشنبه در مغازه‌ها ممنوع است.
تمام‌كردن بنزین در وسیله نقلیه جرم محسوب می‌شود.
ایالت ایلینویز
صحبت‌كردن به زبان انگلیسی غیرقانونی است. زبان رسمی شناخته‌شده، آمریكایی است.
دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.
ایالت ایندیانا
سیگاركشیدن میمون‌ها، غیرقانونی است.
ایالت تگزاس
استفاده از دایره‌المعارف بریتانیكا به علت اینكه روش ساخت مشروبات الكلی در آن توضیح داده شده، ممنوع است.
دوشیدن گاو دیگران، ممنوع است.
ایالت تنسی
انداختن كمند برای گرفتن ماهی، غیرقانونی است.
ایالت جورجیا
ردشدن جوجه از عرض خیابان غیرقانونی است.!!!!!
ایالت شیكاگو
بردن یك سگ پودل فرانسوی به اپرا غیرقانونی است.
ایالت فلوریدا
چتربازی زنان متاهل در روز یكشنبه غیرقانونی است. (رتبه6 قوانین احمقانه جهان)
ایالت كالیفرنیا
مرد قانونا می‌تواند همسرش را با كمربند چرمی كتك بزند؛ به شرطی كه قطر كمربند بیشتر از 5 سانتی‌متر نباشد.
درصورت استفاده از كمربند قطورتر مرد باید از همسرش اجازه بگیرد.
شلیك به سمت هر نوع شكاری از روی یك وسیله نقلیه غیرقانونی است؛ مگر اینكه شكار یك نهنگ باشد.
ایالت كولومبوس
نمی‌توان به صورت تصادفی روی نرده خانه كسی نشست.
ایالت لوییزیانا
قرقره‌كردن در مكان‌های عمومی غیرقانونی است.
بستن روكش از چرم تمساح به كپسول آتش‌نشانی ممنوع است.
زدن بانك و بعد شلیك‌كردن به كاركنان بانك با تفنگ آبپاش غیرقانونی است.
یك زن تا وقتی كه همسرش پرچم جلوی ماشین گرفته، نباید رانندگی كند.
گازگرفتن كسی با دندان‌های طبـیـعـی حـمله ســاده است ولـی گـازگرفتن با دندان مصنوعی حمله مسلحانه است.
ایالت ماساچوست
گذاشتن ریش پروفسوری بدون مجوز ممنوع است.
همراه‌داشتن اسلحه فضایی غیرقانونی محسوب می‌شود
.
ایالت مونتانا
زن طبق قانون حق ندارد نامه‌های همسرش را باز كند.
طبق قوانین، دندانپزشكان در اسناد رسمی مكانیك محسوب می‌شوند.
ایالت ورمونت
زنان متاهل برای استفاده از دندان مصنوعی باید از شوهرشان اجازه كتبی داشته باشند. (رتبه7 قوانین احمقانه جهان)
سوت‌زدن زیر آب غیرقانونی است!!


  !!!!!!!


نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن1390ساعت 16:48 توسط Marziye|

وقتی که شب

به خانه برمی گردی

و صدای کلید را در قفل می شنوی

بدان که تنهایی!

وقتی کلید برق را میزنی

صدای تیک را می شنوی

بدان که تنهایی!

وقتی در تخت خواب

از صدای قلب خودت نمی تونی بخوابی

بدان که تنهایی!

وقتی که زمان

کتاب ها و کاغذها را در خانه می جود

و تو صدایش را می شنوی

بدان که تنهایی!

اگر صدایی از گذشته

تو را به روزهای قدیمی دعوت کند

بدان که تنهایی!

و تو بی آن که قدر تنهایی را بدانی

دوست داری

خودت را خلاص کنی

اگر این کار را هم بکنی

                                 باز تک وتنهایی!

نوشته شده در چهارشنبه 21 دی1390ساعت 18:14 توسط Marziye|

از بلندی ها به پایین نمی نگرم

می ترسم

اعماق مرا به سمت خود می کشد

انگار به اعماق خودم

سقوط خواهم کرد.

در بلندی ها سرم گیج می رود

مرا به سمت خود می کشد

اعماق درونم.

                                                                "عزیزنسین"

نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت 18:17 توسط Marziye|

برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند

 و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم

 خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند

 نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و افکار نا

 آرام را از انسان دور می کند.

ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات

 ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات

 بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم

 نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء

 هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.

 کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود کخ در متعادل و آرام

 کردن سمپاتیک موثر است.

 مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به

 جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد.

تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و

 استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است.

سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن

 یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی

 کمک می کند.

سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و

 طراوت پوست می شود.

حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به

 مغز وصل می کند,شده و این  اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این عم برای سلامت انسان

 بسیار حائز اهمیت است

سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات

 پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده  , بهبود فتق  , از خواص نشستن بعد نماز است.

روشن است که نماز فلسفی خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای

 خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند

 برای برخی مفید باشد.

نوشته شده در چهارشنبه 18 آبان1390ساعت 10:28 توسط Marziye|

یادم نرود که:

من تنها هستم،اما من تنها نیستم

نوشته شده در یکشنبه 15 آبان1390ساعت 10:51 توسط Marziye|

هرگز عاقل نشو!

همیشه دیوانه بمان.

مبادا بزرگ شوی !

کودک بمان.

در اندوه پایانی عشق

توفان باش

و اینگونه بمان.

مثل ذرات غبار در هوا پراکنده شو!

مرگ عیب جویی می کند

با این همه عاشق باش

وقتی میمیری...

 

                                       برگرفته از کتاب

"شعرهای عزیز نسین"

نوشته شده در پنجشنبه 12 آبان1390ساعت 15:39 توسط Marziye|

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند :

 بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت :

 غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد.....

نوشته شده در دوشنبه 11 مهر1390ساعت 10:17 توسط Marziye|

اگر کسی را دوست داری ترکش کن

اگر قسمت تو باشد باز می گردد

 و

اگر هم باز نگشت یعنی به تو تعلق نداشت

پس

همان بهتر که رفت

 

---------------------------------------------------------------------

اگر من درخشش خورشید

و گرمای آفتاب را میپذیرم،

پس باید رعدو برق را هم بپذیرم...

نوشته شده در چهارشنبه 29 تیر1390ساعت 13:4 توسط Marziye|

تو هر که باشی

مرا دل شکسته و نومید نخوهی کرد.

من هیچ خیالی در سر ندارم

که بخواهم تو کسی باشی

که من می خواهم باشی،

یا رفتارت به دلخواه من باشد

من بر آن نیستم

که بخواهم آینده ی تو را پیش بینی کنم،

من فقط می خواهم تو را کشف کنم.

تو مرا دل شکسته و نومید نخواهی کرد.

                                                          ماری هاسکل

نوشته شده در چهارشنبه 18 خرداد1390ساعت 9:15 توسط Marziye|

دست بردار از این هیکل غم

که ز ویرانی خویش است آباد.

دست بردار که تاریکم و سرد

چون فرو مرده چراغ از دم باد.

 

دست بردار،زتو در عجبم

به در بسته چه میکوبی سر.

نیست،میدانی،در خانه کسی

سر فرو میکوبی باز به در.

 

زنده،اینگونه به غم

خفته ام در تابوت

حرف ها دارم در دل

می گزم لب به سکوت.

 

دست بردار که گر خاموشم

با لبم هر نفسی فریاد است.

به نظر هر شب و روزم سالی است

گرچه خود عمر به چشمم باد است.

 

رانده اندم همه از درگه خویش.

پای پر آبله،لب پر افسوس

می کشم پای بر این جاده ی پرت

می زنم گام بر این راه عبوس.

 

پای پر آبله،دل پر اندوه

از رهی میگذرم سر در خویش

می خزد هیکل من از دنبال

می دود سایه ی من پیشاپیش.

 

می روم با ره خود

سر فرو،چهره به هم.

با کسم کاری نیست

سد چه بندی به رهم؟

 

دست بردار!چه سود آید بار؟

از چراغی که نه گرماش و نه نور؟

چه امید از دل تاریک کسی

که نهاندش سر زنده به گور؟

 

می روم یکه به راهی مطرود

که فرو رفته به آفاق سیاه.

دست بردار ازین عابر مست

یک طرف شو،منشین بر سر راه!

                                                                      احمد شاملو

نوشته شده در سه شنبه 23 فروردین1390ساعت 9:34 توسط Marziye|

دلبسته به سکه های قلک بودیم

دنبال بهانه های کوچک بودیم

رویای بزرگ تر شدن خوب نبود!

ای کاش تمام عمر...کودک بودیم...

 

نوشته شده در شنبه 30 بهمن1389ساعت 15:17 توسط Marziye|

سلام.

قشنگترین شعری که تاحالا شنیدم این بوده خیلی جالبه حتما تا آخرش بخون.

حالمان بد نیست ! غم کم می خوریم

کم که نه ... هر روز کم کم می خوریم

آب می خواهم سرابم می دهند

عشق می ورزم عذابم می دهند

خود نمی دانم کجا رفتم به خواب

از چه بیدارم نکردی آفتاب ؟

خنجری بر قلب بیمارم زدند

بی گناهی بودم و دارم زدند  

دشنه ای نامرد بر پشتم نشست

 از غم و نامردمی پشتم شکست

سنگ را بستند و سگ آزاد شد

یک شبه بیداد آمد ، داد شد

عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام

تیشه زد بر ریشه اندیشه ام

عشق اگر این است مرتد می شوم

خوب اگر این است ! من بد می شوم

بس کن ای دل نابسامانی بس است

کافرم دیگر مسلمانی بس است

در میان خلق سر در گم شدم

عاقبت آلوده مردم شدم

بعد از این با بی کسی خو می کنم

هرچه در دل داشتم رو می کنم

نیستم از مردم خنجر به دست

بت پرستم بت پرستم بت پرست

بت پرستم بت پرستی کار ماست

چشم مستی تحفه ی بازار ماست

درد می بارد چو لب تر می کنم

طالعم شوم است باور میکنم

من که با دریا تلاطم کرده ام

راه دریا را چرا گم کرده ام ؟

قفل غم بر درب سلولم مزن

من خودم خوش باورم گولم مزن

من نمی گویم که خاموشم مکن

من نمی گویم مرا غم خوار باش

من نمی گویم ...دگر گفتن بس است

گفتن اما هیچ نشنفتن بس است

روزگارت باد شیرین ! شاد باش

دست کم یک شب تو هم فرهاد باش

آه ! در شهر شما یاری نبود

قصه هایم را خریداری نبود

وای ! رسم شهرتان بیداد بود

شهرتان از خون ما آباد بود

از در و دیوارتان خون می چکد

خون من ، فرهاد ، مجنون می چکد

خسته ام از قصه های شومتان

خسته از همدردی مسمومتان

این همه خنجر دل کس خون نشد

این همه لیلی کسی مجنون نشد

آسمان خالی شد از فریادتان

بی ستون در حسرت فرهادتان

کوه کندن گر نباشد پیشه ام

بویی از فرهاد دارد تیشه ام

عشق از من دور و پایم لنگ بود

قیمتش بسیار و دستم تنگ بود

گر نرفتم هر دو پایم خسته بود

تیشه گر افتاد دستم بسته بود

هیچ کس دست مرا وا کرد ؟ نه !

فکر دست تنگ ما را کرد ؟ نه !

هیچ کس از حال ما پرسید ؟ نه !

هیچ کس اندوه ما را دید ؟ نه !

هیچ کس اشکی برای ما نریخت

هر که با ما بود از ما میگریخت

چند روزیست حال و روزم دیدنیست

حال من از این و آن پرسیدنیست

گاه بروی زمین زل می زنم

گاه بر حافظ تفال میزنم

حافظ دیوانه فالم را گرفت

یک غزل آمد که حالم را گرفت

"ما ز یاران چشم یاری داشتیم"

"خود غلط بود آنچه می پنداشتیم"

 

پ.ن:خدایا به شدت به کمک و راهنماییت نیاز دارم و همینطور به دعای بنده هات.

پ.ن:۱۳۰ روز دیگه

پ.ن:لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین.

نوشته شده در شنبه 23 بهمن1389ساعت 11:3 توسط Marziye|

خداوند!

اینجا خزیده در گوشه ای از هستی کنج فراموش خانه ی دل میشوم.

باقی مانده ای نیست جز خود و خدا...

من و تو..

آرام تر میگویم تا بلند تر بشنوی.

                                     نزدیک تر از من به من

                                                                       خداوند!

من نیز فراموش.یادی از خود نمیخواهم حتی.

تنها تو بمان !

من هیچ ! من نه !

تنها تو.

خداوند من !

و اگر شنیده میشوم هنوز با همه ی بی صدایی ام و با همه فراموشی ام و نیستی ام اگر دیده میشوم هنوز با پاسخت به فراموشیم یاد بده که من ...

و به یاد پرسشم بیاور که پاسخ داده ای پیش تر از آنکه بپرسم.

من و یاد و هستی ام همه آکنده از توایم.و پاسخ و سعادت همین جاست آساییده در پشت دعوت تو.

خداوند !

نوشته شده در سه شنبه 5 بهمن1389ساعت 17:58 توسط Marziye|

 

نوشته شده در چهارشنبه 22 اردیبهشت1389ساعت 11:43 توسط Marziye|

ای تو آغاز،

تو انجام،تو بالاتر،تو فرود

ای سراینده هستی سر هر سطر و سرود

بازگردان به سخن دیگر بار

آن شکوه ازلی،شادی و زیبایی را

داد و دانایی را

تو سخن را بده آن شوکت دیرین،آمین

نیز دوشیزگی روز نخستین،

 

آمین

نوشته شده در جمعه 3 اردیبهشت1389ساعت 18:0 توسط Marziye|


آخرين مطالب
» با توام دنیـــا!!
» سال نو مبارک..
» قوانین ابلهانه آمریکا !!
» صداها
» جاذبه ی اعماق
» خواص طبی نماز
»
» نصیحتی برای خودم
»
»

Design By : RoozGozar.com